هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان احساس گناه و اختلال سوگ طولانیمدت در والدینی بود که فرزند مبتلا به سرطان خود را از دست دادهاند؛ این رابطه با میانجیگری پریشانی روانشناختی و حمایت اجتماعی ادراکشده مورد مطالعه قرار گرفت. جامعه آماری شامل والدینی بود که حداقل یک سال از زمان فوت فرزندشان سپری شده بود. ۱۸۶ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامهها پاسخ دادند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که احساس گناه تأثیر مستقیم و معناداری بر اختلال سوگ طولانیمدت ندارد، اما از طریق میانجیگری پریشانی روانشناختی، دارای تأثیر غیرمستقیم است (۰/۷۰۹ = β، ۰/۰۰۱ > p). حمایت اجتماعی ادراکشده تأثیر مستقیم یا غیرمستقیمی بر اختلال سوگ طولانیمدت ندارد. شاخص R2 برابر با ۰/۵۸ نیز نشاندهنده قدرت تبیین و قابلیت پیشبینی مطلوب مدل مفهومی حاضر است. تحلیل اکتشافی نشان داد که مدت زمان سپریشده از سوگ، تأثیر معناداری بر علائم سوگ داشته است. یافتهها بر نقش هیجانهای منفی، نظیر احساس گناه و پریشانی روانشناختی، به عنوان پیشبینهای کلیدی اختلال سوگ طولانیمدت تأکید دارند.
A Path Analysis of the Impact of Guilt on Prolonged Grief Symptoms: The Mediating Role of Psychological Distress and Perceived Social Support in Bereaved Parents After Child Loss to Cancer
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان احساس گناه و اختلال سوگ طولانیمدت در والدینی بود که فرزند مبتلا به سرطان خود را از دست دادهاند؛ این رابطه با میانجیگری پریشانی روانشناختی و حمایت اجتماعی ادراکشده مورد مطالعه قرار گرفت.
انتشار: ۳۱ شهریور ۱۴۰۵